تبليغاتX
خاطره نویس

یکشنبه بیست و نهم مهر 1386

آریو برزن، ایرانی باشکوه

آریوبَرزَن (در زبان یونانی Aριoβαρζάνης) نام سردار ایرانی بود که در کوههای پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند.نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنی ایرانی باشکوه است.

نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده اند،به نظر می آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا باختر استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می کشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.

چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.

بر پایه یادداشتهای روزانه كالیستنس مورخ رسمی اسكندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه كوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شكست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.

مورخ دربار اسكندر نوشته است كه اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (كردستان كنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز كه در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار كرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.

نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آريوبرزن با شمار اندکی سوار و پياده خود را به سپاه عظيم دشمن زد. گروهی بسيار از آنان را به خاک افكند و با اينكه بسياری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشكافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشيد برساند تا بتواند از آن دفاع كند. در اين هنگام آن قسمت از سپاه اسكندر كه در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند.

به نظر من جا داره که یه فیلم درست حسابی از حمله اسکندر به ایران بسازن و تو اون فیلم اون رو وحشی ای نشون بدن که به آتش زدن تخت جمشید دست میزنه... و آریو برزن نقش قهرمانی باشه که تا آخرین نفس جنگید و جان داد.

دو جا تو تاریخ ایران هست که منو خیلی آزار میده... یکی حمله این اسکندر هستش (که نمی فهمم چرا بعضی از ایرانیا این اسم رو برای بچه هاشون می ذارن یا میذاشتن؟) و دوم حمله مغول ها به ایران هستش...

یه موقع هایی که فکر می کنم می بینم که وظیفه من اینه که طوری رفتار کنم که آیندگانم نسبت به امروز تاریخشون احساس حقارت نکنن... و آریو برزن بهترین الگو هستش... یا شاید هم سورنا !

سپهبد سورنا يكي از سرداران سپاه ايران در زمان اشکانیان است كه سپاه ايران را در نخستين جنگ با روميان فرماندهی كرد و روميان را كه تا آن زمان در همه جا پيروز بودند، برای اولين بار به سختی شکست داد. ضمن اين جنگ كراسوس، پسرش و بيشتر سربازانش نابود شدند كه اين، بزرگترين شكست رومی‌ها از ايرانيان در طول تاريخ بوده است. کراسوس قصدداشت به تقلیداز اسکندر، ایران و هند را فتح کند.

به این جا هم یه سری بزنید: http://ariobarzan.blogfa.com/post-48.aspx

نوشته شده توسط ?? در 16:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386

دانش هندی ها در جغرافیا !

امروز همینجور که تو راهرو منتظر بودیم تا نوبتمون بشه بریم امتحان شفاهی بدیم یکی از بچه های هندی (از اینایی که عمامه می بندن٬ سردارجی٬ سیک) اومد (راستی عکسشم دارم... اینه:
)
بعد من داشتم با یکی دیگه از همکلاسیام که بورسیه ی افغانستان هستش(خیلی ام بچه ی بامرامیه٬ خیلی) فارسی حرف می زدم... آخه اصلا لهجه ام نداره چون دبیرستانشو تو ایران خونده... بعد این رفیقمون پرسید شما به چه زبونی حرف می زنید دوستم گفت پرشین... بعد اون به من گف مگه تو کشور شمام پرشین حرف می زنید گفتم آره و گذشت... بعد گفتیم اصلا" چی درباره پرشین می دونی گفت فقط می دونم یه کشوری هست به اسم پرشیا... بعد گفتیم خوب حالا این کشور کجاس؟ گف خاورمیانه... گفتیم یعنی چی؟ گف یعنی تو عربستان... گفتیم اصلا" ولش زبون مردم عربستان چیه؟ گف فک کنم اردو باشه!!!!! خداییش خیلیه ها... ما خودمون داریم میگیم saudi arabia اونوقت این بشر نمیفهمه عربیه...
حالا این که خوبه... منو این دوست افغانیم زیاد اینا رو سوژه می کنیم مخصوصا" تو جغرافی... یه بار به یکیشون گفتیم مغولستان کجاس؟ گف فک کنم یه جایی تو آفریقا باشه!!! آخه آدم واقعا میمونه چی بگه! کشوری به اسم اوکراین رو تا حالا نشنیده بودن!!! من نمی دونم به اینا چی تو مدرسه یاد میدن... وقتیم می پرسی میگن ما تو مدرسه فقط جغرافیه هندو داشتیم... یه 4 تا رود و چند تا ایالت و شهر، اونم از کشور خود ادم مگه میتونه واسه یه آدم قرن 21 کافی باشه...
راستش تو ذهن من هر کشوری با جاش رو نقشه (حداقل جای نسبیش) شکل گرفته ولی واسه اینا هیچ نظمی وجود نداره... مثلا" میدونن واسه ادامه تحصیل میتونن برن UK یا US ! یعنی ادامه تحصیل تو ذهنشون با این کشور ها ارتباط داده شده... یا مثلا" استرلیا و پاکستان تو ذهنشون با کریکت... باور کنین 70% شون نمیدونن ایران همسایه پاکستانه... در حالی که پاکستان تا چند سال پیش جزئی از هند بوده...
ولی یه چیزی که جای شکر داره اینه که بعد از اینکه میفهمن از ایرانم و شهرمو می پرسن تا میگم تهران همشون میدونن که پایتخته... خدا رو شکر که حداقل اینو می دونن...
البته فقط هندیا اینجوری نیستنا چند وقت پیش تو این برنامه Todays show with jay leno یه آمرکاییرو اورده بودن بعد اون مجریش پرسید: زبون چه کشوری فارسیه؟ بعد از کلی من و من گف کانادا! بعد دوباره گفت مکزیک! یعنی فکر می کرد همه دنیا به همسایه های آمریکا ختم میشه!!! یارو میگف تو آسیاس... تو خاورمیانس.. هیچی که هیچی... بعد یارو دید این خیلی خنگه گفت ببین I run به معنی من می دوم... ده بار اینو گف آخرم نفهمید که باید بگه Iran ...
من اگه نمی فهمیدم این دنیایی که توش زندگی میکنم چه شکلیه و من کجاشم و چه اتفاقاتی داره توش میفته از اعصاب خوردی دیوونه میشدم...
 
نوشته شده توسط ?? در 17:31 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386

سامی یوسف

سامی یوسف خواننده پاپ مسلمانی هست که آهنگای بسیار قشنگی با مفاهیم مذهبی خونده...
سامی که تو انگلستان زندگی میکنه، تو تهران و از یک خانواده ی آذربایجانی به دنیا اومده...
برای اطلاعات بیش تر درباره سامی می تونید اینجا رو ببینید...
اینم چندتا کلیپ از سامی:
 
به نظرم این اولی قشنگتره... try not to cry خودتون ببینید:
 
این یکی هم که به فارسی خونده شده و درباره مادر هستش(اینم قشنگه):
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط ?? در 2:13 |  لینک ثابت   •